هیچ ادعا و اصراری مبنی بر شعر بودن این مطالب ندارم
.....................................................................................................
می دانم
می دانم
خواهم مرد
نمی ترسم
اما دلم می گیرد
دلم می گیرد
برای مامان
که با وجود تمام بدیهایم
باز باید گریه کند
و نگرانم
برای پدر-مهربانی ی مخفی- که تا مدتی
با حواس پرت رانندگی می کند
و دلم می گیرد
برای احمد
که چند ین روز دل و دماغ کامپیوتر بازی ندارد
و برای دوستانم
که از سوژه های خنده شان
کم می شود
می دانم
می دانم
می میرم
نمی ترسم
فقط دلم می گیرد